موقعی که ایران بودم با وبلاگ مهندس ارنست آشنا بودم ، از اونجا که همسر عزیز شبانه روز وبلاگ مهندس ارنست رو زیر و رو میکرد (آخه از طرفداران پر و پا قرص وبلاگ مهندس ارنست بود) منم با وبلاگش آشنا شده بودم اون موقع فکر نمیکردم هیچ وقت ببینمش چون هدفم ملبورن بود و می خواستم ملبورن بمونم ، ولی دست بر قضا سر از سیدنی در آوردم ، موقعی که زیاد از ملبورن خوشم نیومد ، تصمیم گرفتم که برم سیدنی رو ببینم چون همه تحقیقاتم راجع به ملبورن بود ، دنبال یه کسی میگشتم که سیدنی باشه یه کم ازش راجع به سیدنی بپرسم ، خلاصه توی ملبورن به چند نفر که همشون هم اتفاقاًٌ معروف هستند و وب سایت و فروم و وبلاگ دارن ایمیل زدم جریان رو گفتم و گفتم میخوام با شما صحبت کنم ، لطف کنید یا شماره بدید من با شما تماس بگیرم یا اینکه شما با شماره من تماس بگیرید ، اون یکی ها نوشتن حالا بیا توی skype با هم صحبت میکنیم و شماره تلفن ما رو میخوای چکار و از این حرفا ، تنها کسی که پس از گذشت 2 ساعت از ایمیل من با من تماس گرفت و راجع به سیدنی با من صحبت کرد مهندس ارنست بود ، من اون موقع برنامه داشتم که یکشنبه پرواز کنم سیدنی ، مهندس، آخر صحبت پرسید که کی میایی سیدنی منم گفتم یکشنبه ساعت 10 صبح می رسم سیدنی (اون موقع ملبورن بودم ) .
هیچ وقت فکر نمیکردم که مهندس من رو یادش بمونه و یکشنبه ظهر خودش با من تماس بگیره و از من دعوت کنه که سوار قطار بشم و برم پیشش و خودش و خانم عزیز و مهربونش بیان دنبال ما و عصر یکشنبه ما رو سوار ماشینشون کنن و ببرن یه سری از قسمتهای هورنسبی و وارونگا رو نشونمون بدن (تازه اون شب خودشون هم مهمونی دعوت داشتن ) !
این مال روز اولی بود که من رسیدم سیدنی ، یه چشمه دیگه از محبتهای مهندس ارنست رو به خودم براتون میگم و زیاد تفسیرش نمیدم ، اونم این بود که 2 هفته بعد که ما میخواستیم دنبال خونه بگردیم ، بدون اینکه من چیزی به مهندس ارنست گفته باشم، چون میدونست که روز شنبه هستش و روز inspection و ما میخواهیم بریم دنبال خونه صبح روز تعطیلش ساعت 8 صبح به من زنگ زد که من دارم با ماشین میام بریم inspection چون بدون ماشین نمی تونید چند تا جا رو برید inspection .
آخه اینجا بدون ماشین inspection رفتن کار حضرت فیل هستش .
اینا رو میگم که بدونید این آدم کمک کردن رو دوست داره ، به خیلی ها امثال من هم همینطوری و بیشتر از این کمک کرده که یا وبلاگ ندارن که بگن یا یادشون میره که بنویسن ، ولی من چون آدم فراموشکاری نیستم دلم میخواست براتون بنویسم ، چون تازگی مهندس ارنست یه سازمانی راه انداخته به نام گرین آیلند ، می خواستم بدونید که موسس این سازمان سرش درد میکنه برای کمک کردن ، اون موقع ها که من اومدم سیدنی نه گرین آیلند بود نه چیزی ولی میبینید که من و خیلی ها از همین خدمات مهندس ارنست استفاده کردیم .
یک ذره هم این فکر نیاد توی کله تون که اینا همش هماهنگ شده هستش و مهندس ارنست خواسته که من اینطوری بنویسم و تبلیغ کنم برای گرین آیلند و اینا دارن میشن شبکه و می خوان جیب مردم رو خالی بکنن و کیسه دوختند و ....
هیچ کدوم از این حرفا نیست ، فقط میخواستم بدونید که میتونید به مهندس ارنست و تیمش اعتماد کنید و از خدماتشو ن با خیال راحت استفاده کنید شاید تنها تیمی هستن که اتفاقا کیسه ندوختند و صادقانه دوست دارن خدمت کنن و دنبال پول هم واقعا نیستند ، حالا اگر من این سازمان رو راه انداخته بودم حق داشتید اگر می گفتید بیچاره بیکار هستش و پول نداره ، این سازمان رو راه انداخته که پول در بیاره :-)
اکثر شماها که دارید میاین استرالیا بچه های رشته کامپیوتر هستید و میدونید که حقوق متوسط بچه های IT سالیانه بین 80 تا 100 هزار دلار هستش ، پس اتفاقا نه تنها کیسه ندوختن بلکه از روی پولداری و الحمداله نداشتن دقدغه خاطر به فکر خدمت رسانی و ارایه خدمات به تازه واردین هستند پس اصلا از این فکرها نکنید که اینجا یه سری شبکه شدند تحت نام گرین آیلند و کیسه دوختند برای پولای شما ، اینها واقعا علاقمند هستند به کارشون ، ولی وقتی مهمون یک نفر هستش آدم براش گاو میکشه ، ولی وقتی قرار شد بشن 100 نفر دیگه اونوقت باید هر کس دنگ خودش رو بده ، حالا وقتی که قرار هست مهندس ارنست و تیمش یک سری خدماتی رو در اختیار همه دوستانی که دارن میان استرالیا بگزارند و مسئولیت هم بپذیرند ، دیگه نمیشه خدمات رو به صورت رایگان ارائه کرد ، به هر حال این پست رو دوست داشتم بنویسم کوتاه و مختصر و مفید که به اون دوستانی که دوست دارند از خدمات گرین آیلند استفاده کنند با خیال راحت اعتماد کنید و مطمئن باشید که استفاده از خدمات گرین آیلند باعث صرفه جویی در هزینه های شما خواهد شد .
پست بعدی راجع به استخر lane cove هستش ، داریم میریم عشق و حال .
خلاصه شما اگر رانندگیتون خوب هست و پول هم دارید ، اول کار یه ماشین برید بخرید و یک دستگاه جی پی اس و یک کتاب سید وی Sydway که تمام راههای سیدنی داخلش هست و به دردتون میخوره ، اونهایی هم که میرن ملبورن مل وی هستش ، بعدش دیگه برید عشق وحال فقط حواستون باشه که طبق عادت اول کار نپیچید توی لاین مخالف شاخ به شاخ بزنید به ماشینای دیگه :-)
سرعتتون هم بالای سرعت مجاز طبق تابلوها نباشه که 84 دلار جریمه میشید (جریمش هم میاد درب منزل) به فلکه ها هم که میرسید همیشه به سمت راست باید راه بدید ، سمت چپی شما هم باید به شما راه بده و به همین ترتیب .
روی زمین2 جور خط میبینید که توی ایران نبود یکی خط چین هستش به این معنی هستش که به سمت راستی راه بدید یکی هم خط ممتد هستش که بهش میگن خط توقف که باید به همه راه بدید و 3 ثانیه پشتش بایستید بعد حرکت کنید .(اینجا که بیاین خودتون متوجه میشید کدوم خط ها رو میگم )
من که همون اول کار ماشین خریدم ایین نامه رو هم یه نیم نگاهی توی تهران انداخنه بودم و خلاصه 3 ماه رانندگی کردم و کلاس هم نرفتم و بعد 3 ماه رفتم امتحان رانندگی دادم رد شدم :-) البته نمرم 91 شد ( اینجا از 100 امتیاز 90 امتیاز بگیرید قبول هستید ) پس چرا رد شدم ؟؟! به خاطر اینکه 10 تا مورد هست که اگر رعایت نکنید هر چقدر هم که نمرتون بالا باشه باز هم رد میشید بهش میگن fail Items ،
یه شب با مهندس ارنست رفتیم بیرون توی جاده Pennant hills بودیم که مهندس گفت هر وقت که پشت چراغ قرمز نفر اول صف هستی ، موقع حرکت باید یه دور سمت چپ بعدش یه دور سمت راست رو نگاه کنی بعدش حرکت کنی وگرنه بری امتحان گواهینامه بدی رد میشی !! من هم گفتم بابا مهندس آخه این که خیلی مسخره هستش بی خیال چراغ که سبز میشه یعنی برو بریم دیگه هی این ور و نگاه کن هی اون ور رو نگاه کن بعد حرکت کن آخه برای چی نه آقا جان این که میگی نیـــــست !
نشون به اون نشون که یکی از fail Items ما همین بود :-)
از اونجا که سه ماه به این خطوطی که بالا اشاره کردم دقت کافی نداشتم ، ممتحن من رو برد توی یه خیابون که از 60 طرف ماشین می اومد خلاصه یه جا یه ماشین داشت از سمت راست می اومد من هم توی یه خیابون هم عرض سمت چپش بودم ، مونده بودم باید بهش راه بدم یا نه ؟ ، من هم خلاصه بهش راه دادم بعد دیدم اون یکی هم ایستاد که من برم حالا من ایستادم که اون بره ، اون ایستاده که من برم :-) خلاصه ممتحن کله ای به علامت تاسف تکان داد من هم فهمیدم که ضایع شده ، حق تقدم با من بوده من هم ایستادم ، این هم یکی دیگه از ایتمهای رد شدن هست که میگه اطاعت نکردی از علامات رانندگی ، یعنی جلوی ماشین سمت راستی خط ایست بوده پس باید به همه راه میداده من هم که خط توقف نداشتم باید میرفتم ، این هم دومیش :-) میرسیم به سومی ! توی ایران عدت داریم موقع دور زدن بعضی وقتها یه دستمون رو میبریم داخل فرمان رو از زیر میگیریم ، این جا این کار بد هستش یعنی باید فرمان رو همیشه از رو بگیرید من هم که موقع دور دو فرمون فرمون رو از داخل گرقته بودم و همینطور موقعی که خواستم دنده عقب برم پشتم رو کامل کامل از امتداد شانه قبل از حرکت نگاه نکرده بودم ( حالش رو بردید !؟ :-) این هم چند نکته کلیدی بقیش رو هم که اینجا اومدید ماشین خریدید یه روز میریم با هم بیرون طبیعت گردی در ضمن بقیش رو بهتون میگم :-)
خلاصه دفعه بعد رفتم و با 107 امتیاز (آخه نمره مثبت هم میدن اگر بچه خوبی باشی) قبول شدم ، ولی موقع حرکت پشت چراغ قرمز اول یه فوت میکردم شونه سمت راست بعدش یه فوت شونه سمت چپ ، بعدش حرکت . موقع دنده عقب هم آینه ها و جلو و پشت و زیر ماشین و همه جا رو شخم میزدم ، بعدش حرکت میکردم ، زیاد هم دنده عقب نرید اگر بیشتر از 7 متر دنده عقب برید رد میشید .دست داخل فرمون قدغن ، به علایم رانندگی روی زمین ماکسیمم دقت رو داشته باشید ، راهنما در هر جابه جا شدن فراموش نشه ، چک کردن نقطه کور از بالای شانه فراموش نشود در هنگام چپ و راست کردن و لاین عوض کردن و دور زدن .
توی تهران که آب جو و عرق میخوردین ، بعدش که میخواستین رانندگی کنید ، باید از پلیس میترسیدین ، اینجا هم به اطلاع میرساند که موقعی که مشروبات الکلی میل میفرمایید و بعدش تا منزل یا تا بار بعدی میخواهید رانندگی کنید باید از پلیس بترسید ( البته اینجا اگر مست در هنگام رانندگی بگیرند شلاق نمی زنند ، ولی نمره منفی میگیرید و تا خرخره باید پول جریمه بدید ، بازداشت هم ممکن هست که بشوید ) این هست که یا مست رانندگی نفرمایید یا اگر مست رانندگی میفرمایید از کوچه پس کوچه ها تشریف ببرید که یه وقتی به ایست بازرسی مخصوص چک الکل در خونتون در خیابانهای اصلی بر نخورید .
امید است کمال استفاده رو از پستهای اخیر برده باشید .
تا پست بعدی (سعی میکنم خیلی زود دوباره بنویسم ، این دفعه میخوام بنویسم که کجاها بار های با حال هستش و کمی از دیسکوها و نایت کلاب های سیدنی براتون بنویسم که رسیدید سیدنی اول کار بدونید کجاها برید با حال تر هستش ، البته من که اهلش نیستم و خودم به چشم خودم ندیدم ، ولی از تجربیات دیگران براتون نقل قول میکنم :- )
شب به خیر
سرعتتون هم بالای سرعت مجاز طبق تابلوها نباشه که 84 دلار جریمه میشید (جریمش هم میاد درب منزل) به فلکه ها هم که میرسید همیشه به سمت راست باید راه بدید ، سمت چپی شما هم باید به شما راه بده و به همین ترتیب .
روی زمین2 جور خط میبینید که توی ایران نبود یکی خط چین هستش به این معنی هستش که به سمت راستی راه بدید یکی هم خط ممتد هستش که بهش میگن خط توقف که باید به همه راه بدید و 3 ثانیه پشتش بایستید بعد حرکت کنید .(اینجا که بیاین خودتون متوجه میشید کدوم خط ها رو میگم )
من که همون اول کار ماشین خریدم ایین نامه رو هم یه نیم نگاهی توی تهران انداخنه بودم و خلاصه 3 ماه رانندگی کردم و کلاس هم نرفتم و بعد 3 ماه رفتم امتحان رانندگی دادم رد شدم :-) البته نمرم 91 شد ( اینجا از 100 امتیاز 90 امتیاز بگیرید قبول هستید ) پس چرا رد شدم ؟؟! به خاطر اینکه 10 تا مورد هست که اگر رعایت نکنید هر چقدر هم که نمرتون بالا باشه باز هم رد میشید بهش میگن fail Items ،
یه شب با مهندس ارنست رفتیم بیرون توی جاده Pennant hills بودیم که مهندس گفت هر وقت که پشت چراغ قرمز نفر اول صف هستی ، موقع حرکت باید یه دور سمت چپ بعدش یه دور سمت راست رو نگاه کنی بعدش حرکت کنی وگرنه بری امتحان گواهینامه بدی رد میشی !! من هم گفتم بابا مهندس آخه این که خیلی مسخره هستش بی خیال چراغ که سبز میشه یعنی برو بریم دیگه هی این ور و نگاه کن هی اون ور رو نگاه کن بعد حرکت کن آخه برای چی نه آقا جان این که میگی نیـــــست !
نشون به اون نشون که یکی از fail Items ما همین بود :-)
از اونجا که سه ماه به این خطوطی که بالا اشاره کردم دقت کافی نداشتم ، ممتحن من رو برد توی یه خیابون که از 60 طرف ماشین می اومد خلاصه یه جا یه ماشین داشت از سمت راست می اومد من هم توی یه خیابون هم عرض سمت چپش بودم ، مونده بودم باید بهش راه بدم یا نه ؟ ، من هم خلاصه بهش راه دادم بعد دیدم اون یکی هم ایستاد که من برم حالا من ایستادم که اون بره ، اون ایستاده که من برم :-) خلاصه ممتحن کله ای به علامت تاسف تکان داد من هم فهمیدم که ضایع شده ، حق تقدم با من بوده من هم ایستادم ، این هم یکی دیگه از ایتمهای رد شدن هست که میگه اطاعت نکردی از علامات رانندگی ، یعنی جلوی ماشین سمت راستی خط ایست بوده پس باید به همه راه میداده من هم که خط توقف نداشتم باید میرفتم ، این هم دومیش :-) میرسیم به سومی ! توی ایران عدت داریم موقع دور زدن بعضی وقتها یه دستمون رو میبریم داخل فرمان رو از زیر میگیریم ، این جا این کار بد هستش یعنی باید فرمان رو همیشه از رو بگیرید من هم که موقع دور دو فرمون فرمون رو از داخل گرقته بودم و همینطور موقعی که خواستم دنده عقب برم پشتم رو کامل کامل از امتداد شانه قبل از حرکت نگاه نکرده بودم ( حالش رو بردید !؟ :-) این هم چند نکته کلیدی بقیش رو هم که اینجا اومدید ماشین خریدید یه روز میریم با هم بیرون طبیعت گردی در ضمن بقیش رو بهتون میگم :-)
خلاصه دفعه بعد رفتم و با 107 امتیاز (آخه نمره مثبت هم میدن اگر بچه خوبی باشی) قبول شدم ، ولی موقع حرکت پشت چراغ قرمز اول یه فوت میکردم شونه سمت راست بعدش یه فوت شونه سمت چپ ، بعدش حرکت . موقع دنده عقب هم آینه ها و جلو و پشت و زیر ماشین و همه جا رو شخم میزدم ، بعدش حرکت میکردم ، زیاد هم دنده عقب نرید اگر بیشتر از 7 متر دنده عقب برید رد میشید .دست داخل فرمون قدغن ، به علایم رانندگی روی زمین ماکسیمم دقت رو داشته باشید ، راهنما در هر جابه جا شدن فراموش نشه ، چک کردن نقطه کور از بالای شانه فراموش نشود در هنگام چپ و راست کردن و لاین عوض کردن و دور زدن .
توی تهران که آب جو و عرق میخوردین ، بعدش که میخواستین رانندگی کنید ، باید از پلیس میترسیدین ، اینجا هم به اطلاع میرساند که موقعی که مشروبات الکلی میل میفرمایید و بعدش تا منزل یا تا بار بعدی میخواهید رانندگی کنید باید از پلیس بترسید ( البته اینجا اگر مست در هنگام رانندگی بگیرند شلاق نمی زنند ، ولی نمره منفی میگیرید و تا خرخره باید پول جریمه بدید ، بازداشت هم ممکن هست که بشوید ) این هست که یا مست رانندگی نفرمایید یا اگر مست رانندگی میفرمایید از کوچه پس کوچه ها تشریف ببرید که یه وقتی به ایست بازرسی مخصوص چک الکل در خونتون در خیابانهای اصلی بر نخورید .
امید است کمال استفاده رو از پستهای اخیر برده باشید .
تا پست بعدی (سعی میکنم خیلی زود دوباره بنویسم ، این دفعه میخوام بنویسم که کجاها بار های با حال هستش و کمی از دیسکوها و نایت کلاب های سیدنی براتون بنویسم که رسیدید سیدنی اول کار بدونید کجاها برید با حال تر هستش ، البته من که اهلش نیستم و خودم به چشم خودم ندیدم ، ولی از تجربیات دیگران براتون نقل قول میکنم :- )
شب به خیر
دوستان با عرض پوزش به دلیل تاخیر فراوان در آپدیت کردن وبلاگ ، البته من چون دنبال این هستم که یه چیزایی بنویسم که کمتر نوشته شده به خاطر همین باید بیشتر حوصله داشته باشم برای نوشتن تا بشینم بنویسم ، به هر حال می خوام بگم که این استرالیا کشور بزرگی هستش و همینطور شهر و سیستم قرار گرفتن منازل مسکونی و شهر سازی یه جوری هستش که بدون ماشین پیرتون در میاد که برید این ور و اون ور این هستش که من توصیه میکنم اول کار یه ماشین بگیرید راحت تر به کاراتون میرسید ، تا 3 ماه هم با همون گواهینامه ایرانی و ترجمه گواهینامه یا همون گواهینامه بین المللی که در اصل ترجمه گواهینامه هستش میتونید رانندگی کنید و بعدش هم برید گواهینامه بگیرید دیگه ، دوستانی که میاین سیدنی یه جایی هستش به نام چرچ استریت واقع در پاراماتا که بورس ماشین فروش ها هستش ، چه ماشین های نو و چه ماشین های دست دوم عین ایران خودمون هم هستش یه سریشون شارلاتان هستن و دنبال این هستن که سرتون رو کلاه بزارن یه سری هم آدمهای بهتری هستن و یه سری هم بهتر از بهتر ، من خودم 3 یا 4 روز میرفتم توی این خیابان هی میگشتم تا یه آدم خوب و ماشین خوب و قیمت خوب با هم پیدا کنم و بالاخرهمه رو با هم پیدا کردم و خریدم (ماشین با همه مخلفاتش زیر 10000 تا شد)
مخلفاتش هم میشه رجیستری و بیمه شخص ثالث و ... یه نکنه که من نمیدونستم ماشین رو که رجیستر میکنید میگن بیمه شخص ثالث هم روش هست ولی دقت کنید که مثل شخص ثالث ایران نیست و شامل صدمات وارده به ماشین طرف مقابل نمیشه و فقط شامل صدمات جانی میشه ، پس برای زمانی که تصادف میکنید نیاز به بیمه شخص ثالثی دارید که شامل صدمات به اموال طرف میشه نه جونش ، این بیمه ارزونتر از بیمه کامل هستش حدود 400 دلار هستش ، یه بیمه دیگر هم هست که بیمه کامل هستش که اگر خودتون هم بزنید به دیوار باز خسارت ماشین شما رو میده ؛ البته : حالا اینجا رو داشته باشید که میخوام بگم این خارجیها چه مارمولک های هستند ، وقتی که بیمه میکنید میگید خوب ،خوب هستش، حالا اگر زدم به دیوار خسارت ماشین رو بیمه میده یا اگر زدم به یه ماشین دیگر مقصر بودم دیگه خیالی نیست ، فکر کردی ، اگر گواهینامه شما فول نباشه یعنی پی 1 باشه باید هر بار که تصادف میکنی 400 دلار بدی به شرکت بیمه چون جوهر گواهینامت خشک نشده بوده ، اگر هم پی 2 باشی باید 200 دلار بدی چون جوهر گواهینامت داشته خشک می شده ولی هنوز کامل خشک نشده ، اگر هم فول باشی دیگه چیزی نمیدی چون جوهر گواهینامه دیگه خشک هستش موقعی که تصادف میکنی . تا اینجاش مال گواهینامه بود ، حالا هر دفعه هم که تصادف میکنی یه رقمی رو به عنوان اکسس باید بدی به شرکت بیمه تا وظایف بیمش رو به انجام برسونه که این رقم معمولا زیر 400 دلار نیست بالای 800 دلار هم نیست ، حالا موقعی که ماشین میخری میری بیمه تمام و کمال برای یکسال میکنی 1500 دلار هم میدی، بعدش اگر هم تصادف کردی مثلا 1000 دلار خسارت دید باید700 یا 800 دلار بدی به شرکت بیمه تا اون 1000 دلار رو بهت بده . ( حالتون جا اومد !!! :-)
کیلومتر ماشین : توی استرالیا ماشینی که در ازای هر سال 20000 کیلومتر راه رفته باشه ماشینی هست که ازش مناسب استفاده شده ، سالس 14 یا 15 تا هم بهتر هستش ، ماشینی که بیشتر از سالی 20000 رفته یعنی زیاد ازش استقاده شده . روی قیمت ماشین تاثیر داره ، خلاصه یه 10000 تا بزارید برای ماشین کنار که اومدید یه ماشین بخرید ، اگر هم که بی پول هستید که خوب مهم نیست اومدید اینجا به محض اینکه برید سر کار میتونید ماشین بخرید خوبش رو هم برید بخرید که تلافی بی ماشینی و گرونی ماشین توی ایران رو در بیارید ، اینجا سر کار برید میتونید برید هر چی دوست دارید قسطی بخرید (برید یه بی ام و بخرید حالش رو ببرید )
ناراحت نباشید .
خسته شدم از بس نوشتم برم یه دوش بگیرم بر گشتم پست بعدی رو راجع به گواهینامه و نکات کنکوریش و مسخرش براتون مینویسم
مخلفاتش هم میشه رجیستری و بیمه شخص ثالث و ... یه نکنه که من نمیدونستم ماشین رو که رجیستر میکنید میگن بیمه شخص ثالث هم روش هست ولی دقت کنید که مثل شخص ثالث ایران نیست و شامل صدمات وارده به ماشین طرف مقابل نمیشه و فقط شامل صدمات جانی میشه ، پس برای زمانی که تصادف میکنید نیاز به بیمه شخص ثالثی دارید که شامل صدمات به اموال طرف میشه نه جونش ، این بیمه ارزونتر از بیمه کامل هستش حدود 400 دلار هستش ، یه بیمه دیگر هم هست که بیمه کامل هستش که اگر خودتون هم بزنید به دیوار باز خسارت ماشین شما رو میده ؛ البته : حالا اینجا رو داشته باشید که میخوام بگم این خارجیها چه مارمولک های هستند ، وقتی که بیمه میکنید میگید خوب ،خوب هستش، حالا اگر زدم به دیوار خسارت ماشین رو بیمه میده یا اگر زدم به یه ماشین دیگر مقصر بودم دیگه خیالی نیست ، فکر کردی ، اگر گواهینامه شما فول نباشه یعنی پی 1 باشه باید هر بار که تصادف میکنی 400 دلار بدی به شرکت بیمه چون جوهر گواهینامت خشک نشده بوده ، اگر هم پی 2 باشی باید 200 دلار بدی چون جوهر گواهینامت داشته خشک می شده ولی هنوز کامل خشک نشده ، اگر هم فول باشی دیگه چیزی نمیدی چون جوهر گواهینامه دیگه خشک هستش موقعی که تصادف میکنی . تا اینجاش مال گواهینامه بود ، حالا هر دفعه هم که تصادف میکنی یه رقمی رو به عنوان اکسس باید بدی به شرکت بیمه تا وظایف بیمش رو به انجام برسونه که این رقم معمولا زیر 400 دلار نیست بالای 800 دلار هم نیست ، حالا موقعی که ماشین میخری میری بیمه تمام و کمال برای یکسال میکنی 1500 دلار هم میدی، بعدش اگر هم تصادف کردی مثلا 1000 دلار خسارت دید باید700 یا 800 دلار بدی به شرکت بیمه تا اون 1000 دلار رو بهت بده . ( حالتون جا اومد !!! :-)
کیلومتر ماشین : توی استرالیا ماشینی که در ازای هر سال 20000 کیلومتر راه رفته باشه ماشینی هست که ازش مناسب استفاده شده ، سالس 14 یا 15 تا هم بهتر هستش ، ماشینی که بیشتر از سالی 20000 رفته یعنی زیاد ازش استقاده شده . روی قیمت ماشین تاثیر داره ، خلاصه یه 10000 تا بزارید برای ماشین کنار که اومدید یه ماشین بخرید ، اگر هم که بی پول هستید که خوب مهم نیست اومدید اینجا به محض اینکه برید سر کار میتونید ماشین بخرید خوبش رو هم برید بخرید که تلافی بی ماشینی و گرونی ماشین توی ایران رو در بیارید ، اینجا سر کار برید میتونید برید هر چی دوست دارید قسطی بخرید (برید یه بی ام و بخرید حالش رو ببرید )
ناراحت نباشید .
خسته شدم از بس نوشتم برم یه دوش بگیرم بر گشتم پست بعدی رو راجع به گواهینامه و نکات کنکوریش و مسخرش براتون مینویسم
در ادامه باید بنویسم که ایرانیها چه قدیمی و چه جدید بیشتر به سیدنی مهاجرت کردند تا ملبورن به همین دلیل هم سیدنی بالغ بر نصف جمعیت ایرانی های مقیم استرالیا رو تشکیل میده (البته این آمار خیلی دقیق نیست ولی تقریباً صحیح هستش ) نکته دیگری که احساس خود من است این هستش که نسبت سن ایرانیهای سیدنی بیشتر از سن ایرانیهای مقیم ملبورن هستش این به این دلیل هستش که خیلی از دانشجوهای ایرانی که با ویزای دانشجویی اومدن یا اینکه بورسیه هستند در دانشگاه های ملبورن درس می خوانند به دلیل اینکه ملبورن شهر ارزونتری هستش ولی ایرانی هایی که اومدن سیدنی کمتر دنبال درس و مشق هستن و بیشتر به فکر پول در آوردن هستن نتیجه این که سن اونها نیز نسبتاً بالاتر هستش و قدر پول رو بیشتر میدونند !! :-)
دوستانی که تصور میکنند ملبورن شهر مدرن تری هستش (خود من هم همین تصور رو داشتم ) باید بگم این احساس خیلی محسوس نیست هر 2 تا شهر عمر زیادی دارند و اون مدرنیته ای که من و شما قبل از اومدن متصور هستیم اون مدرنیته ای نیست که منظور خود اینها هستش ، این هست که بیخیال این تصور بشید ، میشه گفت که این طور نیست .
نکته دیگر اینکه به نظر شخص من چه سیتی سیدنی چه سابربهای سیدنی بسیار زیباتر از سیتی و سابربهای ملبورن هستش ، سر سبزی بیشتر و سواحل قشنگ ، جنگل و پارکهای زیبا ، و هوای معتدل تر ، همه و همه تایید کننده این امر هستند البته شاید آدمهای ملبورن بهتر و قشنگ تر و خوش اخلاق تر از آدمهای سیدنی باشند ولی این امر نسبی هستش . باز هم به نظر شما شیرازی ها با حال تر هستند یا تهرانیها ؟ ولی این دلیل نمیشه که همه شیراز رو برای زندگی انتخاب کنند .(یاد اون آهنگ می افتم که می خوند : دخـتـرون دخـتـرون شهر شیــــرااز ... )
نکته دیگر این که اینجا حداقل یه مرکز کامپیوتر داره ، ملبورن که این رو هم نداشت !! :-)
خلاصه بقیه دوستان رو نمیدونم ولی اونهایی که اهل ساحل و جنگل و موج سواری و نایت کلاب و بار و دیسکو و اپرا و کشتی کروز و تکنولوژی و جمعیت بیشتر هستید از سیدنی غافل نشید .
اونهایی که اهل سنت وآرامش و جمعیت کمتر و زندگی بدون استرس و ارزونی نسبی و نزدیکی راه و آب و هوای سردتر و متغیر وآدمهای با حال تر استرالیا یی هستن ، بد نیست گوشه چشمی هم به ملبورن داشته باشند .
اونهایی هم که دوست دارند برن شمال و آب و هوای شمال رو برای زندگی دوست دارند و دوست دارند در تنهایی مطلق به سر ببرند و زندگی بسار بسیار نرم و خواب آلود داشته باشند میتونند بریز بین رو انتخاب کنند .قوانین مالیاتی بریزبین هم آسون تر هستش در ضمن هتلهای مدرن و معماری مدرن رو توی بریزبین بیشتر میتونید ببینید ، کروکودیل و این چیزا هم توی بریزبین بیشتر هستش .
اونهایی هم که دوست دارند در یک روستای بسیار بزرگ شبیه شهر زندگی کنند ، با آب و هوای خشک و روزهای آفتابی بیشتر به دور از هر گونه هیاهو و سوت و کور و روزهای کوتاه و شبهای ساکت و آرام زیر اسمان پر ستاره ، می تونند به پرت فکر کنند .
اونهایی هم که دوست دارند با طبیعت وحش استرالیا عجین بشن و توی حیاط خلوت خونشون سوسمار های چند متری و کروکودییل و مار و انواع مورچه های عجیب و غریب و موشهای بزرگ رفت و آمد داشته باشند و اَب اوریجینال های عزیز رو ملاقات کنند و در گرمای شرجی شدید حال کنند و از از این جور جاها ، حتماً اطراف داروین رو فراموش نکنید .
و اما اون دوستانی که میخواستند بدونند که من با اون چند صد کیلو بار که همراهم بود و در ملبورن منتظر من بودن چه کردم باید بگم که تلفنی یه شرکت ترخیص کار رو در ملبورن پیدا کردم و اون شرکت تمام بارهای من رو ترخیص کرد و انبار داری کرد تا من توی سیدنی خونه پیدا کردم و بعدش تمام بارهای من رو فرستاد دم در خونه و تمام اینها از ملبورن تا سیدنی خرج انبار داری و ترخیص و حمل و نقل هم تقریباً 2500 دلار خرج برداشت و از دم در خونه تا طبقه دوم هم بنده به همراه خاتون عزیز که همیشه یار ویاور بودند و اینجا جا داره که ازشون تشکر کنم ، 540 کیلو بار رو که در 21 کارتن بزرگ بسته بندی شده بود ظرف 2 ساعت بردیم بالا و حالا دیگر توی خونمون در شمال سیدنی ، به همراه کل وسایل باز نشده و بعد از 1 ماه خانه بدوشی نشستیم و خستگی در میکنیم !
حالا ... از این جا به بعد وبلاگ رو در پست های مختلف اختصاص میدم به مسائل مهم بعد از ورود و خرید لوازم منزل و موبایل و کار و تفریحات و هر آنچه که به نظرم جالب باشه و به دردتون بخوره برای خود من هم خاطره باشه .
امیدوارم همتون از وبلاگ من استفاده کنید و وقتی اومدید استرالیا ، اگر گذرتون به سیدنی افتاد با هم بشینیم و گپ بزنیم و حال کنیم .
یه چیزی بهتون بگم ، من قبل از اینکه بیام استرالیا فکر میکردم زبانم خوب هست (البته بد هم نیست و کارم رو راه میندازم ) ولی میخوام بدونید که فکر میکردم اصلا برام فرقی نمیکنه که ایرانیها رو ببینم یا نه یا شهری که میرم ایرانی داشته باشه یا نداشته باشه ، اصلا وقتی به من میگفتن که فلان شهر ایرانی کم داره میگفتم بهتر ! ولی موقعی که اومدم اینجا دیدم سالها شاید طول بکشه تا شما بتونید با یه خارجی اونقدر دوست بشید و فرهنگ همدیگر رو بشناسین و زبانتون هم مثل اونها باشه تا بتونن جای دوست ایرانیتون رو بگیرن ، و براتون ایرانی و خارجی دیگه فرق نکنه ، اگر هم مثل من اهل دوست و دوست داشتن باشین این قضیه بیشتر محسوس هستش . پس نتیجه ای که می خوام بگیرم این هست که اگر می خواهید با خارجیها از بدو امر رفت و آمد داشته باشید و بی خیال ایرانیها بشید ، برید انگلیسی رو تقویت کنید ، قوانین بازیهای کریکت و فوتبال آمریکایی و راگبی رو هم خوب یاد بگیرید و گلف بازی کردن رو شروع کنید ، باربیکیو و سوسیس روی منقل درست کردن رو یاد بگیرید و تمام سریال پرستاران (یه سریال استرالیایی هستش به نام آل سینت ) رو بگیرید و بشینید گوش بدید اگر دیدید که کلمه به کلمه حرفاشون رو میفهمید و با گوشت و پوستتون احساس میکنید و مثل همون هنر پیشه ها هم انگلیسی رو میتونید حرف بزنید بعدش دیگه عشق است ، دیگه خیالی نیست که ایرانی ببینید یا نه ، ولی اگر سر سوزنی غیر از این باشه اون وقت هستش که به اهمیت حضور هر چه بیشتر ایرانیها آگاه خواهید شد . ( این هم برای دوستانی که پیش از اومدن ، مثل من ، خیلی احساس استرالیایی بودن میکنند )
پستهای بعدی رو اختصاص میدم به مسائل مختلف ، رو در واسی هم نکنید و راحت نظر بدید ، هر طور که دوست دارید سوالی هم بود بنویسید تا براتون راجع بهش بنویسم .
فعلا شب بخیر (البته الان اینجا ساعت 6 بعد از ظهر هستش ؛ ولی این ساعت استرالیایی ها میگن شب بخیر !؟ )
دوستانی که تصور میکنند ملبورن شهر مدرن تری هستش (خود من هم همین تصور رو داشتم ) باید بگم این احساس خیلی محسوس نیست هر 2 تا شهر عمر زیادی دارند و اون مدرنیته ای که من و شما قبل از اومدن متصور هستیم اون مدرنیته ای نیست که منظور خود اینها هستش ، این هست که بیخیال این تصور بشید ، میشه گفت که این طور نیست .
نکته دیگر اینکه به نظر شخص من چه سیتی سیدنی چه سابربهای سیدنی بسیار زیباتر از سیتی و سابربهای ملبورن هستش ، سر سبزی بیشتر و سواحل قشنگ ، جنگل و پارکهای زیبا ، و هوای معتدل تر ، همه و همه تایید کننده این امر هستند البته شاید آدمهای ملبورن بهتر و قشنگ تر و خوش اخلاق تر از آدمهای سیدنی باشند ولی این امر نسبی هستش . باز هم به نظر شما شیرازی ها با حال تر هستند یا تهرانیها ؟ ولی این دلیل نمیشه که همه شیراز رو برای زندگی انتخاب کنند .(یاد اون آهنگ می افتم که می خوند : دخـتـرون دخـتـرون شهر شیــــرااز ... )
نکته دیگر این که اینجا حداقل یه مرکز کامپیوتر داره ، ملبورن که این رو هم نداشت !! :-)
خلاصه بقیه دوستان رو نمیدونم ولی اونهایی که اهل ساحل و جنگل و موج سواری و نایت کلاب و بار و دیسکو و اپرا و کشتی کروز و تکنولوژی و جمعیت بیشتر هستید از سیدنی غافل نشید .
اونهایی که اهل سنت وآرامش و جمعیت کمتر و زندگی بدون استرس و ارزونی نسبی و نزدیکی راه و آب و هوای سردتر و متغیر وآدمهای با حال تر استرالیا یی هستن ، بد نیست گوشه چشمی هم به ملبورن داشته باشند .
اونهایی هم که دوست دارند برن شمال و آب و هوای شمال رو برای زندگی دوست دارند و دوست دارند در تنهایی مطلق به سر ببرند و زندگی بسار بسیار نرم و خواب آلود داشته باشند میتونند بریز بین رو انتخاب کنند .قوانین مالیاتی بریزبین هم آسون تر هستش در ضمن هتلهای مدرن و معماری مدرن رو توی بریزبین بیشتر میتونید ببینید ، کروکودیل و این چیزا هم توی بریزبین بیشتر هستش .
اونهایی هم که دوست دارند در یک روستای بسیار بزرگ شبیه شهر زندگی کنند ، با آب و هوای خشک و روزهای آفتابی بیشتر به دور از هر گونه هیاهو و سوت و کور و روزهای کوتاه و شبهای ساکت و آرام زیر اسمان پر ستاره ، می تونند به پرت فکر کنند .
اونهایی هم که دوست دارند با طبیعت وحش استرالیا عجین بشن و توی حیاط خلوت خونشون سوسمار های چند متری و کروکودییل و مار و انواع مورچه های عجیب و غریب و موشهای بزرگ رفت و آمد داشته باشند و اَب اوریجینال های عزیز رو ملاقات کنند و در گرمای شرجی شدید حال کنند و از از این جور جاها ، حتماً اطراف داروین رو فراموش نکنید .
و اما اون دوستانی که میخواستند بدونند که من با اون چند صد کیلو بار که همراهم بود و در ملبورن منتظر من بودن چه کردم باید بگم که تلفنی یه شرکت ترخیص کار رو در ملبورن پیدا کردم و اون شرکت تمام بارهای من رو ترخیص کرد و انبار داری کرد تا من توی سیدنی خونه پیدا کردم و بعدش تمام بارهای من رو فرستاد دم در خونه و تمام اینها از ملبورن تا سیدنی خرج انبار داری و ترخیص و حمل و نقل هم تقریباً 2500 دلار خرج برداشت و از دم در خونه تا طبقه دوم هم بنده به همراه خاتون عزیز که همیشه یار ویاور بودند و اینجا جا داره که ازشون تشکر کنم ، 540 کیلو بار رو که در 21 کارتن بزرگ بسته بندی شده بود ظرف 2 ساعت بردیم بالا و حالا دیگر توی خونمون در شمال سیدنی ، به همراه کل وسایل باز نشده و بعد از 1 ماه خانه بدوشی نشستیم و خستگی در میکنیم !
حالا ... از این جا به بعد وبلاگ رو در پست های مختلف اختصاص میدم به مسائل مهم بعد از ورود و خرید لوازم منزل و موبایل و کار و تفریحات و هر آنچه که به نظرم جالب باشه و به دردتون بخوره برای خود من هم خاطره باشه .
امیدوارم همتون از وبلاگ من استفاده کنید و وقتی اومدید استرالیا ، اگر گذرتون به سیدنی افتاد با هم بشینیم و گپ بزنیم و حال کنیم .
یه چیزی بهتون بگم ، من قبل از اینکه بیام استرالیا فکر میکردم زبانم خوب هست (البته بد هم نیست و کارم رو راه میندازم ) ولی میخوام بدونید که فکر میکردم اصلا برام فرقی نمیکنه که ایرانیها رو ببینم یا نه یا شهری که میرم ایرانی داشته باشه یا نداشته باشه ، اصلا وقتی به من میگفتن که فلان شهر ایرانی کم داره میگفتم بهتر ! ولی موقعی که اومدم اینجا دیدم سالها شاید طول بکشه تا شما بتونید با یه خارجی اونقدر دوست بشید و فرهنگ همدیگر رو بشناسین و زبانتون هم مثل اونها باشه تا بتونن جای دوست ایرانیتون رو بگیرن ، و براتون ایرانی و خارجی دیگه فرق نکنه ، اگر هم مثل من اهل دوست و دوست داشتن باشین این قضیه بیشتر محسوس هستش . پس نتیجه ای که می خوام بگیرم این هست که اگر می خواهید با خارجیها از بدو امر رفت و آمد داشته باشید و بی خیال ایرانیها بشید ، برید انگلیسی رو تقویت کنید ، قوانین بازیهای کریکت و فوتبال آمریکایی و راگبی رو هم خوب یاد بگیرید و گلف بازی کردن رو شروع کنید ، باربیکیو و سوسیس روی منقل درست کردن رو یاد بگیرید و تمام سریال پرستاران (یه سریال استرالیایی هستش به نام آل سینت ) رو بگیرید و بشینید گوش بدید اگر دیدید که کلمه به کلمه حرفاشون رو میفهمید و با گوشت و پوستتون احساس میکنید و مثل همون هنر پیشه ها هم انگلیسی رو میتونید حرف بزنید بعدش دیگه عشق است ، دیگه خیالی نیست که ایرانی ببینید یا نه ، ولی اگر سر سوزنی غیر از این باشه اون وقت هستش که به اهمیت حضور هر چه بیشتر ایرانیها آگاه خواهید شد . ( این هم برای دوستانی که پیش از اومدن ، مثل من ، خیلی احساس استرالیایی بودن میکنند )
پستهای بعدی رو اختصاص میدم به مسائل مختلف ، رو در واسی هم نکنید و راحت نظر بدید ، هر طور که دوست دارید سوالی هم بود بنویسید تا براتون راجع بهش بنویسم .
فعلا شب بخیر (البته الان اینجا ساعت 6 بعد از ظهر هستش ؛ ولی این ساعت استرالیایی ها میگن شب بخیر !؟ )
این چند وقت دنبال کار و زندگی و گرفتن گواهینامه و ایجاد نتورکینگ با همکار ها و از این جور چیزا هستم ، حالا راجع به کار و نتورکینگ و گواهینامه و غیره حتماً براتون توی پستهای بعدی مفصل مینویسم ، ولی این رو میگم که بدونید چرا تند تند این وبلاگ رو آپدیت نمیکنم ، ولی هر از گاهی سر میزنم نظراتتون رو میخونم ، در هر حال بریم سر اصل مطلب که چند تا فرق بین ملبورن و سیدنی هستش :
1 - هوای ملبورن همیشه چند درجه سردتر از سیدنی هستش و همینطور خشک تر از هوای سیدنی هستش ، توی تهران که بودم فکر میکردم که خب استرالیا چون خیلی گرم هستش ، خوب هست بریم یه شهری که هواش کمی خنک باشه ، ولی هوای ملبورن خنک تر از اون تصور من بود و طوری که شما توی تابستان نیاز به کولر ندارید (حالا دیگه خودتون پاییز و زمستونش رو حساب کنید دیگه ) نکته دیگه اینکه اینجا مثل تهران از شوفاژخونه و این چیزا خبری نیست ، حالا چرا نمیدونم ولی برای سرما و گرما موقع ساختن خونه ها هیچ گونه تدبیر خاصی انجام نمیدادند به خاطر همین برای گرم کردن خونه شما ابزار کافی مثل شوفاژ و از این جور چیزا ندارید ، این جا گاز گرون هستش (برای مثال پول گاز ما که 2 نفر هستیم و فقط برای غذا پختن از یه گاز 4 شعله رومیزی استفاده میکنیم ، برای 45 روز استفاده اومده 150 دلار ! ) پول برق هم همینطور گرون هستش به خاطر همین نمیتونید 24 ساعت بخاری برقی روشن کنید . خونه ها هم برای داشتن آب گرم از آبگرم کن استفاده میکنند ، خونه های نوساز و نوسازس شده بعضا ًٌ دارای اسپیلت هستند که اون هم مشکل پول برق رو به دنبال دارد . هوای سیدنی در مقایسه چند درجه گرم تر هستش که این برای زمستون وپاییز خیلی دلنشین تر هستش ، هر چند که الان ما توی سیدنی توی خونه داریم با 60 تا یقه اسکی گذران میکنیم ولی هیچ گونه وسایل گرمایی الان نداریم (با یه جفت جوراب کلفت و یه شلوار پشمی و 2 عدد بلوز یقه اسکی میشه زمستون رو گذراند :-) تابستونهای سیدنی هم اونقدر گرم نیست که فکر کنید له له میزنید ، اندازه ای گرم هستش که روزا برید ساحل و صفا بکنید و اکثرا ٌ عصرها خنک میشه و بارون هم میاد ، اینه که شاید توی کل تابستون 2 یا 3 هفته نیاز به کولر داشته باشید . این فرق دمای سیدنی و ملبورن باعث شده که سواحل سیدنی با حال تر باشه و کنار دریا رفتن و موج سواری و جت اسکی و قایقرانی و از این جور چیزا رو بیشتر توی سیدنی ببینید تا ملبورن . در ضمن سیدنی بسیار بسیار سر سبز تر از ملبورن هستش . (بگذریم از اتفاقای عجیب و غریب مثل گرم شدن شدید ملبورن و آتش سوزی های امسال و متغیر بودن هوای ملبورن که در کل به عنوان یه کسی که میخواد توی یه شهر به صورت دایم زندگی کنه خوشایند نیست)
2 - مرکز شهر ملبورن بسیار بسیار کوچکتر از مرکز شهر سیدنی هستش ، مرکز شهر سیدنی زیبا تر از مرکز شهر ملبورن هستش و پر جنب و جوش تر (نظر شخصی رو عرض میکنم ، به ملبورنیها بر نخوره ، نیاز به دفاعیه و دعوی و از این جور چیزا نیست ، من از همین الان تسلیم هستم ، هر چیز مینویسم نظر شخصی هست و خاطره ، همین و بس ..... باشــــه ؟! ) سیدنی شهر بیزینس هستش ، شهر تقلا کردن ، شهر استرس بیشتر ، شهر گرانتر ، شهر مهاجرت ، ولی ملبورن شهر دانشجویی هستش ، قیمت خونه ها ارزونتر هستش نسبت به سیدنی ، ترم دارد (البته من که یکی از دلایلی که از ملبورن خوشم نیومد همین ترمها بود که بعضی هاش مال جنگ جهانی دوم بود ، ولی بعضی ها این رو نقطه خوب میدونند ، ) یه فرق دیگری هم هستش برای اونهایی که بیزینس های بزرگ تاسیس میکنند دفتر مرکزی یا کارخونشون رو میبرند ملبورن تا حد امکان ، چون اون جا قوانین مالیاتی ایالتی آسون تر و کمتر هستش به خاطر این دفاتر مرکزی بیزنس های بزرگ در ملبورن هستش که مالیات کمتر بدهند و حالش رو ببرند . ملبورن که من داشتم افسرده میشدم ، ترجیح دادم بیام سیدنی اجاره گرونتر بدم و مالیات ایالتی بیشتر بدم تا این که بمونم ملبورن :-) تهران هم همینجوری بود خونه گرون تر بود و کرایه تاکسی و حمل ونقل گرونتر بود تا مثلا اصفهان ، ولی آدمها بازم ترجیح میدادن بمونن تهران .
3- ملبورن معروف هستش به شهر فرهنگ و کافه و رستوران ، سیدنی شهر پول و بار و نایت کلوپ و ساحل و از این جور چیزاست .
باز دوباره مخم هنگ کرده ، نمیتونم تمرکز کنم و بنویسم میخوام بقیش رو بگذارم بعدا ً ، فعلا ً ....
1 - هوای ملبورن همیشه چند درجه سردتر از سیدنی هستش و همینطور خشک تر از هوای سیدنی هستش ، توی تهران که بودم فکر میکردم که خب استرالیا چون خیلی گرم هستش ، خوب هست بریم یه شهری که هواش کمی خنک باشه ، ولی هوای ملبورن خنک تر از اون تصور من بود و طوری که شما توی تابستان نیاز به کولر ندارید (حالا دیگه خودتون پاییز و زمستونش رو حساب کنید دیگه ) نکته دیگه اینکه اینجا مثل تهران از شوفاژخونه و این چیزا خبری نیست ، حالا چرا نمیدونم ولی برای سرما و گرما موقع ساختن خونه ها هیچ گونه تدبیر خاصی انجام نمیدادند به خاطر همین برای گرم کردن خونه شما ابزار کافی مثل شوفاژ و از این جور چیزا ندارید ، این جا گاز گرون هستش (برای مثال پول گاز ما که 2 نفر هستیم و فقط برای غذا پختن از یه گاز 4 شعله رومیزی استفاده میکنیم ، برای 45 روز استفاده اومده 150 دلار ! ) پول برق هم همینطور گرون هستش به خاطر همین نمیتونید 24 ساعت بخاری برقی روشن کنید . خونه ها هم برای داشتن آب گرم از آبگرم کن استفاده میکنند ، خونه های نوساز و نوسازس شده بعضا ًٌ دارای اسپیلت هستند که اون هم مشکل پول برق رو به دنبال دارد . هوای سیدنی در مقایسه چند درجه گرم تر هستش که این برای زمستون وپاییز خیلی دلنشین تر هستش ، هر چند که الان ما توی سیدنی توی خونه داریم با 60 تا یقه اسکی گذران میکنیم ولی هیچ گونه وسایل گرمایی الان نداریم (با یه جفت جوراب کلفت و یه شلوار پشمی و 2 عدد بلوز یقه اسکی میشه زمستون رو گذراند :-) تابستونهای سیدنی هم اونقدر گرم نیست که فکر کنید له له میزنید ، اندازه ای گرم هستش که روزا برید ساحل و صفا بکنید و اکثرا ٌ عصرها خنک میشه و بارون هم میاد ، اینه که شاید توی کل تابستون 2 یا 3 هفته نیاز به کولر داشته باشید . این فرق دمای سیدنی و ملبورن باعث شده که سواحل سیدنی با حال تر باشه و کنار دریا رفتن و موج سواری و جت اسکی و قایقرانی و از این جور چیزا رو بیشتر توی سیدنی ببینید تا ملبورن . در ضمن سیدنی بسیار بسیار سر سبز تر از ملبورن هستش . (بگذریم از اتفاقای عجیب و غریب مثل گرم شدن شدید ملبورن و آتش سوزی های امسال و متغیر بودن هوای ملبورن که در کل به عنوان یه کسی که میخواد توی یه شهر به صورت دایم زندگی کنه خوشایند نیست)
2 - مرکز شهر ملبورن بسیار بسیار کوچکتر از مرکز شهر سیدنی هستش ، مرکز شهر سیدنی زیبا تر از مرکز شهر ملبورن هستش و پر جنب و جوش تر (نظر شخصی رو عرض میکنم ، به ملبورنیها بر نخوره ، نیاز به دفاعیه و دعوی و از این جور چیزا نیست ، من از همین الان تسلیم هستم ، هر چیز مینویسم نظر شخصی هست و خاطره ، همین و بس ..... باشــــه ؟! ) سیدنی شهر بیزینس هستش ، شهر تقلا کردن ، شهر استرس بیشتر ، شهر گرانتر ، شهر مهاجرت ، ولی ملبورن شهر دانشجویی هستش ، قیمت خونه ها ارزونتر هستش نسبت به سیدنی ، ترم دارد (البته من که یکی از دلایلی که از ملبورن خوشم نیومد همین ترمها بود که بعضی هاش مال جنگ جهانی دوم بود ، ولی بعضی ها این رو نقطه خوب میدونند ، ) یه فرق دیگری هم هستش برای اونهایی که بیزینس های بزرگ تاسیس میکنند دفتر مرکزی یا کارخونشون رو میبرند ملبورن تا حد امکان ، چون اون جا قوانین مالیاتی ایالتی آسون تر و کمتر هستش به خاطر این دفاتر مرکزی بیزنس های بزرگ در ملبورن هستش که مالیات کمتر بدهند و حالش رو ببرند . ملبورن که من داشتم افسرده میشدم ، ترجیح دادم بیام سیدنی اجاره گرونتر بدم و مالیات ایالتی بیشتر بدم تا این که بمونم ملبورن :-) تهران هم همینجوری بود خونه گرون تر بود و کرایه تاکسی و حمل ونقل گرونتر بود تا مثلا اصفهان ، ولی آدمها بازم ترجیح میدادن بمونن تهران .
3- ملبورن معروف هستش به شهر فرهنگ و کافه و رستوران ، سیدنی شهر پول و بار و نایت کلوپ و ساحل و از این جور چیزاست .
باز دوباره مخم هنگ کرده ، نمیتونم تمرکز کنم و بنویسم میخوام بقیش رو بگذارم بعدا ً ، فعلا ً ....
خلاصه پیش خودم گفتم که شاید اصلا شهر مقصد رو اشتباه انتخاب کردم ، از اونجا که از روز اول که رفتم دنبال کامپیوتر و بعدش هم دنبال مابقی قضایا به اون نتایج دلخواهم نرسیدم و فضای شهر هم همونطور که گفتم زیاد باب میل من نبود و احساس میکردم که ملبورن خیلی زنده نیست ، پیش خودم گفتم که اصلا شاید شهر مقصد رو اشتباه انتخاب کردم ، از هر کسی میپرسیدم که ملبورن بهتر هستش یا سیدنی ؟ همه میگفتن که ملبورن خیلی بهتر از سیدنی هستش ، به هر استرالیایی و یا هر کس که مدت زیادی بود که توی ملبورن زندگی میکرد میرسیدم میپرسیدم به نظر شما ملبورن بهتر هستش یا سیدنی ؟ همه میگفتن آقا معلوم ملبورن خیلی بهتر از سیدنی هستش ، سیدنی شلوغ ، کثیف ، معماری خوب نداره ، شهرش روی حساب و کتاب ساخته نشده ، قدیمی هستش ، آدماش خوب نیستن ، فرهنگ نداره ،
خلاصه همه میگفتن بهترین شهر همین ملبورن هستش ، همین انتخابی که کردی بهترین انتخاب هستش ، برای کار زندگی ، تفریح ، ورزش هر کاری ملبورن بهتر از سیدنی هستش !
من دیگه کف کرده بودم ، پیش خودم گفتم اگر ملبورن تازه بهترین هستش ، دیگه ببین سیدنی چی هستش ؟!! خلاصه با همفکری دوستان تصمیم گرفتم که یه بلیط 1 طرفه بگیرم برم سیدنی رو ببینم ، اگر از سیدنی خوشم اومد بمونم سیدی ، اگر دیدم سیدنی هم مثل ملبورن هستش برگردم ملبورن .
حالا اینجا رو هم داشته باشید که 520 کیلو بار هم توی فرودگاه ملبورن رسیده که باید برم تحویل بگیرم وگرنه روزی 78 دلار باید هزینه انبار داری بدم !! حالا چرا 78 دلار من که از بچه های میگرنت هلپ شنیده بودم که روزی 30 دلار هستش هزینه انبار داری ؟!! گفتم آقا مگر روزی 30 دلار نیستش ؟ گفتند بستگی به وزن بارت داره برای 520 کیلو میشه 78 دلار روزی !!!
خلاصه بیخیال بارامون شدیم و گذاشتیم ملبورن و سوار هواپیما شدیم اومدیم سیدنی .
توی مسیر فرودگاه به اون جایی که برای موقت شبی 120 دلار اجاره کرده بودم و یه جای خیلی خوب و با حال و با کلاس سیدنی بود و مثل مثلا خیابان ولیعصر ما بود توی تهران ، یه خانمی پرسید که شما از کجا میایید ؟ گفتیم از ملبورن ، اومدیم ببینیم کدوم شهر با حال تر هستش برای زندگی و کار و بیزینس ؟ ملبورن یا سیدنی ، برگشت گفت شما عاشق سیدنی میشید ، هیچ جا مثل سیدنی نیستش !!
منم گفتم توی ملبورن هم که بودم همه ملبورنی ها میگفتن که هیج جای استرالیا مثل ملبورن نمیشه !! اون خانم هم گفت مطمئن هستم که ملبورنیها این رو میگن ( بعداً فهمیدم که بابا ، این جماعت ملبورن و سیدنی با هم روابطشون شکرآب هستش اصلا ً ، یعنی ملبورنیها میگن ما کارمون درست ، سیدنی ها بی فرهنگ و لت وپارن ، سید نی ها میگن ما شهر برتر هستیم و شهر المپیک و شهر عزیز هستیم و ما کارمون درست هستش ، دولت هم از دست این دو تا ، پایتخت رو بر داشته برده گذاشته بین این 2 شهر در کانبرا که این 2 تا دعواشون نشه )
خلاصه از او نجا که اول ورودمون رسیدیم یه جای با حال و زنده سیدنی به نام "کرمورن " واقع در سواحل شمالی بعدش هم رفتیم شهر سیدنی رو دیدیم و خلاصه از همون روز اول فهمیدم سیدنی شهر من است و تصمیم گرفتم که دیگر به ملبورن بر نگردم و توی همین سیدنی زندگی رو شروع کنیم
توی پست بعد کمی از تفاوتهای سیدنی و ملبورن براتون مینویسم .....
در ضمن هم میگم که حالا مصیبت بود پیدا کردن خونه و با اون 520 کیلو که توی فردگاه ملبورن هست حالا باید چه کنیم ؟!!!
خلاصه همه میگفتن بهترین شهر همین ملبورن هستش ، همین انتخابی که کردی بهترین انتخاب هستش ، برای کار زندگی ، تفریح ، ورزش هر کاری ملبورن بهتر از سیدنی هستش !
من دیگه کف کرده بودم ، پیش خودم گفتم اگر ملبورن تازه بهترین هستش ، دیگه ببین سیدنی چی هستش ؟!! خلاصه با همفکری دوستان تصمیم گرفتم که یه بلیط 1 طرفه بگیرم برم سیدنی رو ببینم ، اگر از سیدنی خوشم اومد بمونم سیدی ، اگر دیدم سیدنی هم مثل ملبورن هستش برگردم ملبورن .
حالا اینجا رو هم داشته باشید که 520 کیلو بار هم توی فرودگاه ملبورن رسیده که باید برم تحویل بگیرم وگرنه روزی 78 دلار باید هزینه انبار داری بدم !! حالا چرا 78 دلار من که از بچه های میگرنت هلپ شنیده بودم که روزی 30 دلار هستش هزینه انبار داری ؟!! گفتم آقا مگر روزی 30 دلار نیستش ؟ گفتند بستگی به وزن بارت داره برای 520 کیلو میشه 78 دلار روزی !!!
خلاصه بیخیال بارامون شدیم و گذاشتیم ملبورن و سوار هواپیما شدیم اومدیم سیدنی .
توی مسیر فرودگاه به اون جایی که برای موقت شبی 120 دلار اجاره کرده بودم و یه جای خیلی خوب و با حال و با کلاس سیدنی بود و مثل مثلا خیابان ولیعصر ما بود توی تهران ، یه خانمی پرسید که شما از کجا میایید ؟ گفتیم از ملبورن ، اومدیم ببینیم کدوم شهر با حال تر هستش برای زندگی و کار و بیزینس ؟ ملبورن یا سیدنی ، برگشت گفت شما عاشق سیدنی میشید ، هیچ جا مثل سیدنی نیستش !!
منم گفتم توی ملبورن هم که بودم همه ملبورنی ها میگفتن که هیج جای استرالیا مثل ملبورن نمیشه !! اون خانم هم گفت مطمئن هستم که ملبورنیها این رو میگن ( بعداً فهمیدم که بابا ، این جماعت ملبورن و سیدنی با هم روابطشون شکرآب هستش اصلا ً ، یعنی ملبورنیها میگن ما کارمون درست ، سیدنی ها بی فرهنگ و لت وپارن ، سید نی ها میگن ما شهر برتر هستیم و شهر المپیک و شهر عزیز هستیم و ما کارمون درست هستش ، دولت هم از دست این دو تا ، پایتخت رو بر داشته برده گذاشته بین این 2 شهر در کانبرا که این 2 تا دعواشون نشه )
خلاصه از او نجا که اول ورودمون رسیدیم یه جای با حال و زنده سیدنی به نام "کرمورن " واقع در سواحل شمالی بعدش هم رفتیم شهر سیدنی رو دیدیم و خلاصه از همون روز اول فهمیدم سیدنی شهر من است و تصمیم گرفتم که دیگر به ملبورن بر نگردم و توی همین سیدنی زندگی رو شروع کنیم
توی پست بعد کمی از تفاوتهای سیدنی و ملبورن براتون مینویسم .....
در ضمن هم میگم که حالا مصیبت بود پیدا کردن خونه و با اون 520 کیلو که توی فردگاه ملبورن هست حالا باید چه کنیم ؟!!!
براتون توی پست های قبلی نوشتم که در بدو ورود به ملبورن چه کار کردم و چه شد و کجا رفتم اقامت موقت و شاید هم که ننوشته باشم که بسیاری از سابربهای خوب و معروف ملبورن (یا همون ملبن ) رو طی 10 روز ماندگاری توی ملبورن رفتم و دیدم ، از کنار ساحل سنت کیلدا گرفته تا خیابان چَپــِل و سابربهای خوبی مثل برایتون و سات یارا و همینطور سابربهای عرب نشین مثل پرستون و سابرب قشنگ و دور و ایرانی نشین دانکستر و و همینطور سابربهایی که پر از چینی بود مثل باکس هیل و مرکز شهر ملبورن رو هم که دیگه اینقدر توش چرخیده بودیم از صبح تا شب که دیگه مثل کف دستمون میشناختیم ، براتون یه سری عکس هم که در پست های قبلی از ملبورن گذاشتم حالش رو ببرید .
ولی احساسی که ملبورن به من میداد ، مثل احساسی بود که در هنگام مسافرت به شهرستانهای ایران داشتم ، خیلی حال نمیکردم ، تصور من از جایی که می خواستم برم با ملبورن فرق میکرد ، هوای ملبورن سردتر از آن چیزی بود که من تصور میکردم ، مردمانش کمتر به پولدارهایی که من تصور میکردم شبیه بودن ، اون مدرنیته ای که من از خارج تصور میکردم توی ملبورن پیدا نمیکردم ، اون لب ساحل شلوغ و اکتیو و با حالی که دوست داشتم توی ملبورن نبود ، اون بارهای بزرگ و با حالی که دوست داشتم ببینمشون رو نمیدیدم ، شهر خیلی آرومتر از احساس من از یه شهر باحال خارجی بود ، بیزینسمن نمیدیدم ، بیشتر همه جوان بودند و دانشجو ، سن آدمها یا بسیار جوان و یا پیر بود ، من میان سال کمتر میدیدم ، آدمها ساده زندگی میکردن و شهر آروم بود ، ملبورن به نظر من یه شهر دانشجویی بود ، بیشتر یاد آور اصفهان و شیراز بود تا یاد آور تهران ، به نظر من پولهای کلان توی ملبورن رد و بدل نمیشد ، ملبورن شهر هنر و فرهنگ ، شهر کافه و رستوران بود ( نه بار و دیسکو و نایت کلوپ ) ، ملبورن شهر آرامش و زندگی بود ،
ملبورن اونقدر که من انتظارش رو داشتم طبیعت سر سبز و وحشی نداشت ، جریان زندگی دارای اون سرعتی که من دوست داشتم نبود ، اون زرق و برق و اون شهر وحشی و سکسی که من دنبالش بودم ، ملبورن نبود .
بقیه رو در پست بعد بخونید
ولی احساسی که ملبورن به من میداد ، مثل احساسی بود که در هنگام مسافرت به شهرستانهای ایران داشتم ، خیلی حال نمیکردم ، تصور من از جایی که می خواستم برم با ملبورن فرق میکرد ، هوای ملبورن سردتر از آن چیزی بود که من تصور میکردم ، مردمانش کمتر به پولدارهایی که من تصور میکردم شبیه بودن ، اون مدرنیته ای که من از خارج تصور میکردم توی ملبورن پیدا نمیکردم ، اون لب ساحل شلوغ و اکتیو و با حالی که دوست داشتم توی ملبورن نبود ، اون بارهای بزرگ و با حالی که دوست داشتم ببینمشون رو نمیدیدم ، شهر خیلی آرومتر از احساس من از یه شهر باحال خارجی بود ، بیزینسمن نمیدیدم ، بیشتر همه جوان بودند و دانشجو ، سن آدمها یا بسیار جوان و یا پیر بود ، من میان سال کمتر میدیدم ، آدمها ساده زندگی میکردن و شهر آروم بود ، ملبورن به نظر من یه شهر دانشجویی بود ، بیشتر یاد آور اصفهان و شیراز بود تا یاد آور تهران ، به نظر من پولهای کلان توی ملبورن رد و بدل نمیشد ، ملبورن شهر هنر و فرهنگ ، شهر کافه و رستوران بود ( نه بار و دیسکو و نایت کلوپ ) ، ملبورن شهر آرامش و زندگی بود ،
ملبورن اونقدر که من انتظارش رو داشتم طبیعت سر سبز و وحشی نداشت ، جریان زندگی دارای اون سرعتی که من دوست داشتم نبود ، اون زرق و برق و اون شهر وحشی و سکسی که من دنبالش بودم ، ملبورن نبود .
بقیه رو در پست بعد بخونید
اشتراک در:
پیامها (Atom)